فلسفه ی وجود شر در عالم

فلسفه ی وجود شر در عالم

گاهی از خود می پرسیم که چرا در جهان بدی و شر وجود دارد؟؟ چرا اصلا شیطان نابود نگردید و گناه به وجود آمد؟ چرا درد و رنج و ناراحتی و نابودی ایجاد گشت؟ سر آخر می پرسیم که اگر می خواهیم بمیریم چرا زندگی می کنیم و چرا زندگیمان جاودانه نشد؟ آیا وجود شر ضرورت داشته و یا اینکه خداوند عمدا این شرور را بر سر راه ما نهاده است؟؟!!
برای پاسخ به این پرسش ها راه های گوناگونی از سوی خداوند برای رسیدن به پاسخ بر سر راه ما نهاده شده و کافی است کمی نظر کنیم و بس! کافی است ببینیم که در دل پدیده ها چه می گذرد!
خداوند ظالم نیست بلکه شر را به منظور حصول و ادراک نیکی بر قرار نموده! مرگ را به منظور ایجاد زندگی، بدی را برای خوبی، نفرت را برای عشق!
آیا اگر مرگی در کار نبود زندگی معنا و مفهوم داشت و با ارزش می شد؟؟اگر شر نبود خیر مفهومی داشت؟ و اگر شیطان نبود خداوند…؟؟!!!!
کافیست به زندگی عشق بورزیم با تمام درد ها و رنج هایش! چرا که اگر این درد ها و رنج ها نبود شادی و خوشبختی هم وجود نداشت و ادراک نمی گشت! آیا ارزش داشته های خود را می دانیم؟؟ نه!! تنها ارزششان را در هنگام از دست دادنشان می فهمیم و در حسرت می مانیم!
کافی است به زندگی عشق بورزیم با تمام درد ها و رنج هایش و زندگی کنیم برای مردن و بمیریم برای زندگی، چرا که مرگ با زندگی معنا می یابد و زندگی با مرگ!
و در آخر زندگی را در آغوش بگیریم با تمام بدی ها و خوبی هایش، چرا که همه اش از خداست و بدو بر می گردد( کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ(نسائ-۷۸)) و یگانه تجربه ایست که شاید دگر بار به دست نیاید!

یک پیشنهاد برای شما:

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری با * مشخص شده است. *

*

code