خانه انجمن ها خاطرات دو نفره اولین بوسه عاشقانه

این موضوع شامل 14 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  sanamtl در 2 ماه، 3 هفته پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #2106 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    لطفا پس از عضو شدن در سایت خاطراتتون رو برای ما داخل سایت قرار بدین.تشکر

  • #2107 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    سلام خاطره من اینه ک منو عشقم بار اول رفتیم پارک برگشتنی توماشین موقع پیاده شدن چندتا محکم لب مو بوس کرد منم از خجالت سرم انداختم پایین دستشو بوسیدم☺️ من تا چندروز ذوق داشتم انگشت میکشیدم رو لب هام

    بهترین حس دنیا بود ❤️

    *خاطره دوست عزیزمون که داخل اینستاگرام فرستادن برامون

  • #2112 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    من و عشقم همکار بودیم
    توی یه اتاق
    یکسال تمام من دوستش داشتم و اون خبر نداشت.خیلی محکم و مغرورتر از اونی بود که جرات کنم دوست داشتنمو بهش نشون بدم
    تا اینکه یه پیک نیک به کوه و آبشار با همکارا پیش اومد و اونجا فهمیدم که ایشون هم بععععععععله…
    دور نشم از بحث بوسه و سرتونو درد نیارم خلاصه بعد اون روز به بهانه عکسهای پیک نیک یه رابطه دوستی بین ما پیش اومد ولی بازم تقریبا رسمی..
    بار دومی که تو ماشینش نشستم رفتیم یه جای خیلی آروم شهر.استرس گرفته بودم میدونستم قراره یه اتفاقی بیفته.
    بعد یه کم حرف زدن خیلی آروم گفت اجازه میدی ببوسمت.خودمو زدم کوچه علی چپ و حرفارو ادامه دادم.دیدم نه بابا طرف همش حواسش به لبای منه.دلم خواست و رضایت دادم.فقط در حد برخورد لبا به هم..تو دلم یه حالی شده بود.دلم میخواست صدبار دیگه تکرارش کنه ولی حیا نمیذاشت بهش بگم فقط دستمو کشیدم روی صورت صافش.هنوزم یادآوریش برام دلچسبه☺️ یکسال منتظر اون لحظه بودم
    الان عشقه منه،همسر نازنینم،یکی یه دونه ی قلبمه ❤️

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون داخل اینستاگرام

  • #2113 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    رفته بودیم تو یه پارک خلوت رو چمنا نشسته بودیم بعد من سرمو گذاشته بودم رو پاهاش و اون با موهام بازی میکرد و نازشون میکرد ? پیشانیمو میبوسید ? لپمو و خلاصه شیطونی میکردیم . من هی بند کفشاشو باز میکرد . اون هی گازم میگرفت بازوهامُ و …خلاصهههه ???
    در حالی که داشت با موهام بازی میکرد . موهامو آورد جلو چشمامو گرفت و ..??
    اینم بگم که من تا قبلش تا حالا هیچکسو نبوسیده بودم ? اصن بلد نبودم و نمیدونستم چیکار کنم واسه همین وقتی منو بوسید من خندم گرفت ???? نمیدونم چرا شوک شده بودم و خشک شدم اصن ?
    بعد ازم پرسید که حالم خوبه و یکم حرف زد که فضا عوض بشه ? من کلییی خجالتی کشیدم .
    ولی سری بعدش که دیدمش دیگه یاد گرفتم ????

    ارسالی از دوست عزیزمون داخل اینستاگرام

  • #2123 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    اینم خاطره اولین بوسه من و عشق جان☺️
    دفعه سوم بود که با هم بیرون میرفتیم دفعه اول فقط دستمو گرفته بود و بوسیده بود دفعه دوم لپ و قرار سوم لب??
    رفته بودیم کن سولوقان تو یکی از الاچیقا نشسته بودیم که الان پاتوقمونه❤️بیرون الاچیق هم پره دار و درخت و رمانتیک?دستمو کشید دور ازش بودم یکم خم افتادم تو بغلش بوسید منو خجالت میکشیدم ازش?دوباره بوسید?نمیدونم چرا رفته بودم تو خودم یکمم چون با پرستیژ بود ازش خجالت میکشیدم اومد رو ب روم نشست خم شد سمتم زل زد تو چشمام گفت عاشقمه کلی برای ب دست اوردنم تلاش کرده از این بابت به خودش افتخار میکنه و گفت همیشه باهامه و همراه و عاشق?

    ارسالی دوست عزیزمون داخل اینستاگرام

  • #2124 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    اولین خاطره از بوسیدنه منو آقاییم وقتی بود که فردای روز جشن عقدمون که اقاییم اومد خونمون. ?پیش هم نشسته بودیمو منم که ازش خجالت میکشیدم. تا دورمون خلوت شد رو کرد بهم و گفت خانومی بوسم کن?منم ک شوکه شدم خجالت میکشیدم هرچی اون گفت من بوسش نکردم. تا بالاخره گیرم انداختو همو بوسیدیم انقدر اقاییم ذوق زده شده بود که همش قربون صدقم میرفت??❤️اون بهترین لحظه ی من بود.

    ارسالی دوست عزیزمون داخل اینستاگرام

  • #2205 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    سلام خاطره ی اولین بوسه من عاقاییم چند شب بعد از خواستگاری جواب مثبت با خانواد ها رفتیم بیرون تا باهم بیشتر اشنا شیم من از لحظه ای که سوار ماشین شدم میگفتم یه بوی بد داره میاد تا اینکه رفتیم یه گوشه تنها بشینیم صحبت کنیم بعد عاقایی گفت ببین پیرهن من نیست بو میده تا صورتم بردم جلو بو کنم یهوو بوسیدم ? من اولین بارم اینقدر شکه شدم که قهر کردم

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون داخل اینستاگرام

  • #2446 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    تا عقد کردیم چون دوتا شهر مختلف بودیم از هم دور شدیم ی هفته بعدش همسری اومد خونمون هنوز هیچ اتفاقی بینمون نیفتاده بود با هم رفتیم بام شهر هوا تاره تاریک شده بود اول یکی دوتا بوس کوچولو کردیم یهههههههویی نفهمیدم چی شد بلعیده شدم???? تا دو دقه طول کشید اصلا شوکه شده بودم انگار نه انگار اونهمه ادم اونجاس یهو دیدم دوتا پلیس اومدن اما بدون اینکه گیر بدن فقط گفتن ی کم ارومتر لاو بترکونین?????
    وای یادش بخیر

    خاطره ارسالی دوست عزیزمون داخل اینستاگرام

  • #2452 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    سلام خاطره من از اولین بوسه عشقم سومین بار بود که باهم بیرون میرفتیم تا دم در رسوندم خواستم پیاده شم صدام زد گفت میشه یه بوس بدی منم تو شووووک? همینطور نگاش کردم لپمو بردم جلو بوسید و پیاده شدم. چند شب بعدش واسه تولدم رفتیم بیرون تو یه خیابون خلوت و تاریک پارک کرد منم نمیدونستم چی شد اونم بی اینکه چیزی بگه یهو شروع کرد لبامو بوسید?? همیشه هم با خنده میگفت میدونم از اون خیابون متنفر شدی ولی اصلا اینطور نبود …

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

  • #2500 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    سلام! خاطره ام از یک ونیم سال قبل هست
    من و پسر عموم که از کودکی خیلی دوستش داشتم انقدر که بلخره دل رو زدم به دریا و بهش اس دادم بعد از چند دقیقه جواب داد و از ۱۰ صبح تا ۱۲ شب فقط حرف میزدیم و اختلاط ..
    امان از دل غافل که اون ناقلا میخواست گولم بزنه منم که بی خبر بعد از چند هفته قرار گذاشتیم و رفتیم خونه ی یکی از دوستان و اون رفت یه جای خلوت و منم گفت برم اونجا وقتی رفتم باورکنید اولین قراری بود که تا حالا داشتم دستمو گرفت میگفت خودتی؟؟ همینجوری یهویی یهویی گردنمو کشید و آروم یه بوسه زد بعدش دیگه لبامو ندیدم ????
    هی میخواستم حرف بزنم ولی نمیشد بلخره پرتش کردم ولی واقعنی بگم خیلی خوشم اومد بعد تند تند رفتم و یواشکی پشت سرمو نگاه کردم دیدم داره  گریه میکنه و آروم میگه برگرد ولی از بس دست و پام میلرزید نشد که برگردم رفتم و یه خبری از حال و احوال گرفتم و این دفه برگشتنی خودمو و جم و جور کردم که خوب باهاش درست برخورد کنم وقتی رفتم خودم دستشو گرفتم و آروم صورتشو بوسیدم بعد منو کنار دیوار کشید انقدر باهم لب گرفتیم که بلخره فهمیدم لب رو چجوری میگیرن ?
    این اولین بوسه ای بود که تو عمرم با عشقم داشتم
    بعد از این بوسه عاشقم شد و بعد از  دو ماه اومد خاستگاری ..
    دوستان گلم بوسه هاتون پایدار و عشق تون بی پایان ❤️?

     

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

  • #2506 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    سلام اولین بوسه ی من زمانی بودش ک ، همسرم خواستگاری اومده بود، بعدش قرار شد بریم آرایشگاه بر اصلاح با خواهرش، وقتی رسیدیم به خواهرش گفت تو برو ما میایم?، جلوی در آرایشگاه منو بوسید و لب گرفت??
    منم خیلی خجالتی بودم،آب شدم از خجالت چون محرم هم نبودیم??
    بعدشم ک من رفتم آرایشگاه،هی زنگ میزد میگفت خیلی چسبید??

     

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

  • #2512 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    سلام
    خاطره های دوستان رو خوندم
    شاید خاطره ی من زیاد جالب نباشه ولی برا من خیلییی اولین بوسه شیرین بود
    روز اول نامزدی و محرمیتمون بود
    نامزدم با مادرش اومده بود خونه مون وومن تنها بددم قرار شد باهم بریم مادزشو برسونیم خونه ی برادرش و خددمون بریم بگردیم ☺️
    من رفتم تو اشپزخونه که چایی بیارم دیدم بلند شد دنبالم اومد و گفت نمیخواد چایی بیاری زود اماده شو که بریم منم گفتم باشه
    هول کرده بودم چون اولین باری بود که تو یه جو دونفره بودم ?
    از کنارش میخواستم تند رد بشم که یهو من کشید طرف خودشو لپمو بوسید منم از زیر دستش زودی در رفتم ??
    خیلی خجالت کشیدم
    رفتیم مادرشو بردیم خونه ی داداشش و کلی بیرون گشتیم و ناهار خوردیم و بعد دوباره اومدیم خونه و یه ربع دیگه تنها بودیم تو خونه ???
    تو این یه ربع اولین لب و اولین بغل و …??????❤️❤️❤️
    خیلی روز خوبی بوووود یااااااادش بخیرررر

     

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

  • #2545 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    سلام.خاطره اولین بوسه من با همسرم وختی بود که صیغه مونو خونده بودن و قرار بود پس فرداش هم عقدمون جاری بشه.خلاصه ما تو این  یکی دو روز رفتیم بیرون و برگشتنی تو ماشین دم دره خونه ما،من یهو بغلش کردم و بعدش یهو بوسیدیم همو?ولی از صورت هردمون یه جورایی خجالت لبریز بود☺️?
    فرداشم منو برد باغشونو نشون بده اونجام حسابی تو ماشین شرو کرد…?ولی تا چند ماه همش شبا مرور میکردم و لبخند رو لبم میومد☺️?

     

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

  • #2546 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    فرداي عقدمون نيمه شب بهم زنگ زد كه پشت در خونتونم بيا ببينمت
    درو باز كردم نميتونستم بيارمش داخل همه خواب بودن نشستيم توي حياط اون هي سرشو نزديك صورتم مياورد و اسممو صدا ميكرد منم با اخم ميگفتم چيه جي ميخواي?? هيچي نگفت
    فرداش بهش با ناراحتي و عصبانيت گفتم ديشب فهميدم ميخواستي لب بگيري ازم بار اخرت باشه ها???
    شبش باز به اصرار نيمه شب اومد دوباره همونطور نزديك شد يهو لبامو گرفت به يه شدتي كه هركاري كردم نتونستم جدا بشم:)
    حدود نيم ساعت طول كشيد
    بهترين مزه بود??اما بازم قهر كردم
    تا يه هفته هم انگار پروتز كرده بودم همه فهميدن?

     

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

     

  • #2547 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    من اولین بوسه ازهمسرمو روز مجلس بله برونم تجربه کردم اومدارایشگاه دنبالم بادیدنم کنترلشو ازدست دادو بوس کرد ولی خیلی کوتاه و اروم تواتلیه ام به بهانه های مختلف همومیبوسیدیم ولی تومجلسون واسه اولین باروقتی لباموبوسیدهنگ کردم تاچنددقیقه زل زده بودم بهش ک بایک بوسه دیگه ازاین وضعیتم دراومدم خیلی عالی بووووووود

     

    خاطره ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

پاسخ به : اولین بوسه عاشقانه
اطلاعات شما: