خانه انجمن ها خاطرات دو نفره بهترین سوپرایز

این موضوع شامل 3 پاسخ ، و دارای 1 کاربر است ، و آخرین بار توسط  sanamtl در 3 هفته، 2 روز پیش بروز شده است.

  • نویسنده
    نوشته ها
  • #2976 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    لطفا  خاطره  بهترین سوپرایزی که توسط عشق یا همسرتون شدید رو به آیدی من ارسال کنید ❤️

    پ ن : مهم نیس که  حتما هدیه باشه  میدونید که همه جوره میشه سوپرایز شد و یه خاطره قشنگ وفوق العاده رو ثبت کرد ❤️

  • #2977 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    سلام
    بهترین سورپرایز برا من از طرف همسرم این بود:😍
    منو نامزدم فعلا تو دوران عقد هستیم و عروسی نکردیم و شغلشم باعث شده که شهرامون از هم دورباشه و دیر دیر میبینیم همو
    یه بار تو زمستون گف که نمیتونم این هفته بیام .شدیدا برف اومده و راها بستن منم خیلی دلتنگ بودم و کلی ناراحت شدم😢😞😔
    بعد همینجوری تو خونه نشسته بودم بعده چن ساعت دیدم آیفون زنگ خورد گفتم کیه گف منم😐
    منم اصلا از صداش نشناختمش😳😟🙄 یه چیزی سرم انداختم رفتم دم در ،باز گفتم کیه گف بازکن منم😆😆و من همچنان نشناختم و باز کردم🙄صداشو عوض کرده بوده🙊
    یهو دیدم نامزدمه از خوشحالی مردم فقط یهو جا خوردم 😍 دم در تو اون سرما ایییینقد بغلش کردم که نگوووو😍😍👫👫
    نگو الکی میگفته راها بسته ن
    این بهترین سورپرایز برا من بود
    از صدتا هدیه بهتر بود❤️

     

    ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

  • #2978 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    یکی از بهترین سوپرایزای همسرم
    شب ولنتاین بودبعدازظهرش زنگ زدکه من امشب نمیتونم بیام پیشت وعذرخواهی کرد اخرشب شده بودکه من میخاستم برم بخابم دیدم زنگ خونه روزدن داداشم درو بازکردمنم رفتم تواتاقم بخابم یکم ک گذشت دیدم یکی جلودراتاقه دقت کردم دیدم همسرجانه باخوشحالی پریدم بغلش اومدیم داخل پذیرایی دیدم روی ی میزو باکادوهایی ک واسم خریده تزیین کرده خیلی خوشحال شدم وبعدش ی شب خیلی عالی رو کنارهم گذروندیم.😍😍😍❤️❤️❤️

     

    ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

  • #2987 پاسخ

    sanamtl
    سرپرست کل

    تولدم چند روز بعد از آشناییمون بود. چندبار ازم پرسید چی دوست داری واسه تولدت بخرم من چیزی نگفتم. یه عروسی هم دعوت بودم در به در دنبال یه لباس شیک میگشتم. یه شب که میخواستیم با هم شام بخوریم، ماشینو پارک کرد پیاده شدیم از در یه مزون رد شدیم چشمم یه لباس طلاییو گرفت گفتم بریم تو ببینیم. رفتیم و تا من گفتم خیلی دوسش دارم اندازمه و خواستم بپوشمش گفت الان دیرمونه دیگه بذار واسه بعد. الان قراره بریم شام. رفتیم شام خوردیم و قرار شد بعدا برم لباسو پروو کنم و بخرم. روز تولدم اومد دنبالم یه شاخه گل بهم داد و واقعا من انتظاری نداشتم و خوشحال شدم بعد رفتیم اصرار کرد پیاده شو کیک انتخاب کن واست بخرم و کلی جینگیلی جات تولد😍😄 هوا خوب بود و ما عاشق طبیعت و خلوت دو نفره ی خودمون👫 رفتیم پارک ساحلی همین که خواستم پیاده شم از پشت صندلی خودم یه کادو اورد بهم داد و چشمای متعجب من!! تو پارک واسم تولد تولد میخوند و من کادو رو باز کردم و واااااوووو این همون لباسی بود که من عاشقش بودم و نذاشت پروو کنم و بدین گونه بنده سورپرایز گشتم☺️❤️

     

    ارسالی از دوست عزیزمون در اینستاگرام

پاسخ به : بهترین سوپرایز
اطلاعات شما: